تبلیغات
دلـم گرفتــه...دلــم عجیــب گرفتــه...خیــال خـواب نـدارم - موهای ِ من وُ شعرهای ِ تو

دلـم گرفتــه...دلــم عجیــب گرفتــه...خیــال خـواب نـدارم

جـاده احساس : به نـوشتن که عـادت کنی حرف زدن از یادت می رَوَد

موهای ِ من وُ شعرهای ِ تو

با مـوهــآیم شعــر می بـافــت

باز که بـود تا رویــا پَــروازِشان مـی دآد

خیــس که می شــد , می بوییـدِشـآن

تـآب که می خــورد

خــود را میـان ِهـر پیـچ و خَــمش گـُـم می کـرد ؛

و گاهـی که بـآز و تـآب خـورده و خیــس بــود

با چَشـم هـآیش

که به طـرز ِ دِلبَــرآنه ای وَحشـی می شـد

چُنـان نگـاهم می کـرد و چُنـان نفـس می کشیــد مـرا

که از هُـرم ِ نَفَـس هـایش

هـزار پَروانــه از پیلـه ی احسآسم تا آسمــان ِ لب هایش

برای ِ بوسه چینـی  پَــرواز می کردنـد ؛

عجیــب نبـود که دوستَـش داشتــم !

او مـرا جـور ِ دیگری می دیـد وُ جـای ِ دیگـری تصویـر می کـرد

جایی میان ِ تمام ِ رویآها و کتـاب ها و قصـه ها ؛

جایی میـان ِ خط خطـی هایی که مــن

شعــر می خوانــدَمَش و او عشـــق ...





طبقه بندی: دل نوشته هایم،
[ 8 مرداد 97 ] [ 23:40 ] [ فاطیما ] [ مسافر احساس() ]

نمایش نظرات 1 تا 30