تبلیغات
دلـم گرفتــه...دلــم عجیــب گرفتــه...خیــال خـواب نـدارم - تلاطم دوست داشتن

دلـم گرفتــه...دلــم عجیــب گرفتــه...خیــال خـواب نـدارم

جـاده احساس : به نـوشتن که عـادت کنی حرف زدن از یادت می رَوَد

تلاطم دوست داشتن

می دانـم دوستــم داری

می دانـی دوستــت دارم

و در این تَلاطُــم ِ دوسـت داشتــن ها

می دانیــم که جــدایی ناپذیـریم

مــن از تــو , تــو از مــن ؛

هر چقــدر مـن خــودم را به کوچـه ی علـی چـپ بزنـم

و تـــو سَرد تَر از هر روز شــوی

باز تَه این احسـاس چیـزی جـز دوسـت داشتــن نیسـت

امـا ...

امـا این سَـردی ها

انجمـاد ِ این کلمـاتی که از دَهـان تـو بَر می خیـزَد

هـر روز دلتنگ تَرم می کنـد

بـودن هایی که نبـودن هایت را

در گـوش ِ علاقــه ام جـار می زنـد هـر شب بی تـاب تَرم می کنـد

می دانـی سَر کــلاف ِ این دلتنگی ها و بـی تـابی ها کجـاست؟

" مـــن "  !

دُرُسـت خوانـــدی , خـودِ خــودِ مـن !

تـو چـه می دانـی

فــرق ِ دلتنگــی ها را دیــوانه جــانم ؟!

تـو چـه می دانـی

دلتنگـی هایی که بـانی ِ هر ثــانیه اش خـود ِ تویـی چه دَردی دارَد؟!

تـو چـه می دانـی

هر روز صـدای دلـت را خَفــه کـردن یعنـی چـه؟!

کاش ...

کاش کمـی مهربـان تر بـودی

کاش جـواب ِ لبخنــدِ تلـخ و دلتنگـم را

با لبخنـدِ گَرمَــت پاسـخ می دادی

کاش این واپسیـن روزهــای مـانده از بــودن هامان را

به آغــوش و بــوسه می گـذراندی

کـاش این راز هیـچ گـاه بَر مَـلا نمی شـد

و مـا همان معمولـی های ِ دوسـت داشتنـی هم بـاقی می مـاندیم

کـاش می شـد شبـی خوابیــد

و صبـح صــدای ِ دل و عقــل

تنهــا یک نـام را فریــآد می زَد

تنهـا نـام ِ تــو را  





طبقه بندی: دل نوشته هایم،
[ 14 آذر 96 ] [ 01:33 ] [ فاطیما ] [ مسافر احساس() ]

نمایش نظرات 1 تا 30