تبلیغات
دلـم گرفتــه...دلــم عجیــب گرفتــه...خیــال خـواب نـدارم - خاطرات ِ سوخته

دلـم گرفتــه...دلــم عجیــب گرفتــه...خیــال خـواب نـدارم

جـاده احساس : به نـوشتن که عـادت کنی حرف زدن از یادت می رَوَد

خاطرات ِ سوخته

امـروز ســوزاندَمَـش !

دفتـر خاطــراتَم را می گــویم ؛

بالاخـره بایـد روزی می ســوخت

تَــداعی ِ خاطـراتی که هـر بَرگــش قَلبَــم را می ســوزانَد

روزی در آستـــانه ی ِ میانسـالی وُ پیـری

مـرا بیــش از این سـال ها , خواهــد سـوزاند ؛

امـروز خاطـرات ِ دوازده سال نوشتـن

با تـاریخ و ساعـت ِ دقیقشــان

در آتـش ِ حمـاقت هایم سـوخت وُ خـاکستر شـد

مـن امـروز خاطـراتم را که نَه !

مـن ِ ســاده ام را ســوزاندَم  وُ در این سال جـا گذاشتـم

مـن امـروز

در پَـس ِ سال هایی که جَــوانی می خـــوانـدَنَـش

ســوزاندَم نوشتـه ها را , حرف ها را ,  غــم ها را , شادی ها را ,

اشک ها را , لبخنــد ها را , عکـس ها را , صـــداها را

یــادها را , رویــاهـا را , خیــال ها را

احسـاس ها را , دیــوانگی ها را , سـادگی ها را

حمــاقت ها را , اشتبــاه ها را

اعتمـاد ها را , اعتمــاد ها را , اعتمـاد ها را ....





طبقه بندی: دل نوشته هایم،
[ 24 اسفند 95 ] [ 22:10 ] [ فاطیما ] [ مسافر احساس() ]

نمایش نظرات 1 تا 30