تبلیغات
دلـم گرفتــه...دلــم عجیــب گرفتــه...خیــال خـواب نـدارم - تصورات ِ خوب

دلـم گرفتــه...دلــم عجیــب گرفتــه...خیــال خـواب نـدارم

جـاده احساس : به نـوشتن که عـادت کنی حرف زدن از یادت می رَوَد

تصورات ِ خوب

تصــوراتم را با تــو دوسـت دارم

چـَشــم در چـَشـم شــدن ها , خجـالت کشیـدن ها ,

در آغــوش کشیــدن ها , بوسیـدن ها

رقصیـدن ها , دسـت در دسـت هـم قــدم زَدَن ها

دیــوانگی ها , در گـوش ِهم عاشقــانه نجـوا کردن ها

تــو یک حـس ِ خـوبی که در مـن و با منـی

حســی شبیــه دوســت داشتـن

حسـی که وادارم می کنـد به تَعَمُـق , وادارم می کند به فـراموشی

سرد بودنـت غمگینـــم می کنـد , نبـودنت دلتنگ ؛

بـودنت امـا نَم نَم بــارانی ست که روح خستــه ام را مَسـت می کنـد

حسـی خــوب بــاش , حسی خـوب بمـان

اگرچـه خیلـی دور , اگرچه خیلـی محـال

مـن از خــراب شـدن ِ تَصــوراتم

مـن از خـراب شـدن ِ دیــوار ِ احسـاس های ِ خـوبم می ترســم

شـب از تنهــایی ام گذشتـه اسـت

خستـــه ام , خستــه

چشــم هایم را در آغــــوشت می بَنـدَم

کاش فـردا یا این تصـــورات دسـت از سرم بـَردارَنـد

یا تــو همانی باشـی که بایـد ...





طبقه بندی: دل نوشته هایم،
[ 11 آبان 95 ] [ 02:20 ] [ فاطیما ] [ مسافر احساس() ]

نمایش نظرات 1 تا 30